
مقام معظم رهبری : مشاركت عمومي در اين انتخابات مهمتر از هر چيز ديگر است چرا كه نشاندهنده همبستگي ملي است و همبستگي ملي نيز كشور را در مقابل هرتوطئهاي مصون ميسازد, اما انتخاب نامزد اصلح نيز در ميان نامزدهاي صالحي كه صلاحيت آنها تاييد ميشود, داراي اهميت فراواني است.
آیا کودکم کم خون است؟
یک متخصص تغذیه گفت: کم خونی مادران به جنین آنها منتقل میشود. رنگ پریدگی، پرخاشگری و کم اشتهایی از علایم کم خونی است و مصرف ماست با گوشت قرمز، جذب آهن آن را مختل میکند.
شیوا فرجی، در مورد علل کمبود آهن در کودکان خاطرنشان کرد: کمبود آهن در کودکان اکنون یکی از شایع ترین اختلالاتی است که پیش از سن دبستان مشاهده میشود.
وی با اشاره به اینکه روند رشد کودکان تا دوسالگی بسیار سریع است، افزود: همین امر باعث میشود تا نیاز کودک به آهن بیشتر شده و برخی مواقع به دلیل رعایت نشدن زنجیره غذایی کمبود آهن به وجود بیاید به ویژه اینکه برخی مادران در دادن قطره آهن در سنین زیر دوسالگی کوتاهی میکنند.
عضو انجمن تغذیه ایران تأکید کرد: همچنین برخی كودكان آن طور که باید مواد غذایی مانند گوشت را خوب مصرف نمیکنند، بنابراین مادران باید سعی کنند با استفاده از تنوع غذایی مانند استفاده از گوشت چرخکرده و مواردی شبیه به این کودک را به خوردن گوشت ترغیب کنند.
کمخونی مادرزادی نکته دیگری است که این متخصص تغذیه به آن اشاره کرد و گفت: صرفنظر از اینکه مادر باردار ممکن است بیماری زمینهای مانند کمخونی داشته باشد، برخی مادران در دوران بارداری با رعایت نکردن زنجیره غذایی دچار کمخونی میشوند که این کمخونی را نیز به جنین منتقل میکنند.
فرجی به علائمی که والدین باید نسبت به آن در کودکان خود حساس شوند اشاره کرد و گفت: رنگپریدگی صورت، نازک شدن مو و ریزش آن، پرخاشگری، بدخلقی، کمتحملی، عدم تمرکز در کودکان سنین دبستان و کماشتهایی از علائم شایع کمخونی در کودکان است.
وی ادامه داد: اگر والدین دو سه مورد از این علائم را در کودکان خود مشاهده کردند تنها با یک آزمایش ساده خون میتوانند شرایط کمخونی کودک خود را بسنجند. به گفته این متخصص تغذیه تغییر نوع رژیم غذایی و ترک عادات بد غذایی در کودکان میتواند در تغییر وضعیت کودک مؤثر باشد.
وی اظهار داشت: نباید توقع داشته باشیم بچهای که گوشت قرمز را با ماست میخورد آهن گوشت را بتواند جذب کند، چرا که مصرف همزمان کلسیم و آهن میزان جذب آهن را کاهش میدهد و باید سعی کرد تا در کنار گوشت قرمز سبزیهای حاوی ویتامین C را برای افزایش جذب آهن قرار داد. فرجی ابتلای کودک به انگل، اسهال و استفراغهای مکرر را از دیگر دلایل فقر آهن یا کمخونی برشمرد و افزود: والدین باید سعی کنند تا ابتدا مطمئن شوند که فرزند آنها انگل یا مشکل گوارشی ندارد و پس از درمان اسهال و استفراغ هم باید سعی کنند تا آهن از دست رفته بدن را جبران کنند.
وی در پاسخ به اینکه به جز منشأ حیوانی چه مواردی حاوی آهن و تأمینکننده خون بدن است، افزود: نباید فراموش کرد که جذب آهن حیوانی در بدن 10 درصد و آهن گیاهی فقط 3 درصد است، بنابراین توصیه میکنیم که مواد غذایی حیوانی و گیاهی در کنار هم مصرف شوند. فرجی افزود: اما میتوان پسته، عدس، برگه زردآلو را غنی از آهن دانست، همچنین جگر،دل، قلوه و زرده تخم مرغ نیز از منابع دارای آهن حیوانی هستند.
به نقل از سلامت
کوله بار پاره ام را بسته ام
زخم پایم درد دارد٬ صبر کن
تا کسی مرهم گذارد٬صبر کن
صبر کن در سایه بنشینم کمی
شاید از ابری ببارد شبنمی
وادی رویای من اینجا نبود
روح من همبازی شبها نبود
صبر کن من راه را گم کرده ام
در سیاهی ها تلاطم کرده ام
صبر کن تا راه را پیدا کنم
صبر کن تا کفش خود را پا کنم...
همیشه که نباید زلزله بیاید
تا ویــــــــــــــــرانی را ببینی
همین که تنـــــــــــــها شدی
ویرانـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

|
|||||||||
که زیک لرزش اشک
بر رخ رهگذری
یا ز نالیدن مادر به فراق پسری
دل من می شکند
چه کنم دلم از سنگ که نیست
گریه در خلوت دل ننگ که نیست
هر کجا اشک یتیمی رنجور
می چکد بر سر مژگان سیاه
هر کجا چشم زنی غمزده با یاد پسر مانده به راه
در مزاری که زنی ناله کند در عزای پسرش
یا یتیمی که کند گریه به سوگ پدرش
جانم آید به خروش
ور ببینم پر خونین کبوتر را
یا یکی بچه گنجشک که بشکسته پرش
دل من می شکند
حالت دخترکی کوچک و تنها و فقیر
که به حسرت کند از شیشه اشک به عروسک نگه گاه به گاه
وز دل تنگ کند ناله و آه
ناله پیرزنی غمزده و دست تهی
که ندارد نفسی
ضجه مرغ اسیر
که کند ناله به کنج قفسی
هق هق مرد اسیری که بلا دیده بسی
حالت دختر زشتی که ز شرم
رو ندارد به کسی
دل من می شکند
هر کجا در نگه تازه نهالانی خرد
از ستیز پدر و مادر خشم آلوده
می وزد بوی طلاق
وز پراکندگی غافله ای برخیزد
در سرا بانگ فراق
آن زمانی که بدنبال شهید
مادر داغ به دل
سینه می کوبد و می نالد و می گرید زار
همچنان ابر بهار
یا زمانی که نشیند در اشک
بر سر سنگ مزار
و به فریاد کند نام پسر را تکرار
دل من می شکند
چه کنم دلم از سنگ که نیست
گریه در خلوت دل ننگ که نیست
چه دل است این دل من
دلم از ناله مرغان چمن می شکند
ز خیال غم مردم دل من می شکند
دلم از داغ شهیدان وطن می شکند
چه کنم دلم از سنگ که نیست
گریه در خلوت دل ننگ که نیست
تو خودت را رنگ زدی..تا شیبه خاطرات این آدما ها باشی؟
.
.
.شاید فراموش کردی....که این آدمها...رنگین کمان را با دروغ های خود رنگ میکنند!
.
.تو برای آنها...حتی معنی بی رنگی را هم نداری.!
.
.
کاش سیاه و سفید بودی!.
تا باورشان میشد...تو شیبه دروغ های رنگیِ آنها نیستی!
شبیه حقیقتِ...خودت هستی!

مدعی خواست که از ریشه کَنَد ریشــه ی ما
غافل از آنکه حسیــــن است در اندیشه ی ما
«السلام علیک یا ثار الله»...
آسمان ها، کهکشان ها، غـرق نور و شادی است
زده ساقی، می باقی، چون که میلاد هادی است
آمده از بهشت، حـیـدر دیگری
می کند بر همه دلبران دلبری

اشتباهی خونه یه خانم مسنی رو گرفتم، اومدم
معذرتخواهی کنم هی میگفت مینا جان تویی؟ هی
میگفتم ببخشید مادر اشتباه گرفتم، باز میگفت مینا
جان تویی مادر؟ می گفتم نه مادر جان اشتباه شده
ببخشید! اسم سوم رو که گفت دلم شکست.. گفتم آره
مادر جون، زنگ زدم احوالتون رو بپرسم. اون قدر ذوق کرد
که چشام خیس شد.
چه مادر و پدرها و پدربزرگ ها و مادربزرگ هایی که چشم
انتظار یه تماس کوچولو از ما هستن.. ازشون دریغ نکنیم!
اسرار و بركات آيه الكرسي
مديرگروه تفسير بنياد بين المللي علوم وحياني اسراء گفت: «آية الكرسي» داراي 50 كلمه است كه در هر كلمه آن بركتي وجود دارد.
حجت الاسلام والمسلمين «حسين اشرفي» مديرگروه تفسير بنياد بين المللي علوم وحياني اسراء در رابطه با ويژگي خاص «آيةالكرسي» مبني بر «غرر الآيات» بودن عنوان كرد: «غرر» جمع غرّه و به معناي درخشندگي و برجستگي است كه معمولا در لغت نيز به سفيدي موجود در پيشاني گاو و يا گوساله به دليل دورنماي خاص آن، غره گفته مي شود.
وي اظهار داشت: هر آيه اي از آيات قرآن، شأن و منزلت خاص خودش را دارد كه با اين شأن و جلالت از ديگر آيات ممتاز مي شود اما برخي آيات، درخشش، برجستگي، نقش كليدي و زيربنايي ويژه اي دارد از اين رو به آياتي كه اين درخشندگي و اين برجستگي را دارد غرر آيات گفته مي شود.
* «توحيد» مهم ترين ويژگي «آية الكرسي» از نظر مرحوم علامه طباطبايي است
اين شاگرد آيت الله جوادي آملي به بيان معيارهاي «غرر الآيات» پرداخت و گفت: كليدي بودن آيات قرآن، آن آيات كليدي كه ديگر معارف به آن برمي گردد، مي تواند راهگشاي فهم بسياري از آيات و روايات معصومان باشد. همچنين اتقان و استحكام، جمع بين برهان و عرفان، علو متن و متين بودن آن و محتواي بسيار در يك متن كوتاه كه به لحاظ ادبي آن را ايجاز اعجاب انگيز مي گويند از جمله خصايص ممتاز آيةالكرسي به شمار مي رود.
وي مهم ترين ويژگي «آية الكرسي» از نظر مرحوم علامه طباطبايي(ره) را بحث توحيدي آن دانست و خاطرنشان كرد: ايشان آيات «غرر» را از آياتي بر مي شمرد كه توحيدي است به دليل اينكه همه مسائل اسلامي و قرآني اعم از عقايد، اخلاق، احكام و حقوق به نوعي به توحيد باز مي گردد.
* «آيةالكرسي» سرور تمام قرآن و معارف ديني است
حجت الاسلام اشرفي با بيان اينكه توحيد، زيربناي تمام معارف و اعمال شايسته است، اظهار داشت: بنابراين بيشترين آيات كليدي، آيات توحيدي است شايد بتوان گفت علامه طباطبايي غالب آيات توحيدي و برجسته را غرر آيات مي داند از اين رو شاگرد ايشان علامه جوادي آملي يك توسعه اي در غرر آيات داده اند.
وي در خصوص اينكه چرا مرحوم علامه طباطبايي، آية الكرسي را سيد و غرر آيات برشمرده است به وجود چند روايت در جوامع روايي شيعه اشاره كرد و گفت: روايت نخست به سخني از امام صادق(ع) برمي گردد كه ايشان فرموده اند: «ابوذر از پيامبر(ص) پرسيد از ميان آياتي كه بر شما نازل شد، كدام يك از همه برتر است حضرت فرمودند: «آيةالكرسي»، همچنين از امام علي(ع) روايت شده است كه مي فرمايند: «بارها شنيده ام كه حضرت رسول(ص) مي فرمودند «سيد الكلام القرآن» آقاي تمام سخنان، قرآن است و آقاي تمام قرآن سوره مباركه بقره و آقاي سوره بقره و معارف قرآن «آية الكرسي» است لذا اين روايات باعث مي شود «آيةالكرسي» غرر ناميده شود.
دبير گروه تفسير بنياد بين المللي علوم وحياني اسراء عنوان كرد: پيامبر اكرم(ص) در ذيل همين حديث به حضرت امير(ع) فرمودند: يا علي(ع) در آية الكرسي 50 كلمه است كه در هر كلمه اي از آن بركتي وجود دارد.
وي افزود: در روايت ديگري از رسول خدا (ص) سؤال شد كدام آيه اعظم آيات قرآن است شروع به خواندن آية الكرسي كردند و فرمودند:
«اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ».
* عالي ترين اسامي خداوند در «آيةالكرسي» نهفته است
حجت الاسلام اشرفي با بيان اينكه در ميان روايات، روايات بسيار زيبايي هست كه از آنها نيز به غرر روايات ياد مي شود، گفت: در صفحه 360 كتاب «مجمع البيان» روايتي از امام باقر(ع) آمده است كه مي فرمايند: «ان لكل شيء ذروة و ذروة القرآن آيةالكرسي»؛ هر چيزي اوج و قله اي دارد كه اوج قرآن كريم «آية الكرسي» است، البته جنبه توحيدي آية الكرسي بسيار مهم است. در «آيةالكرسي» عالي ترين اسماء حسنا الهي از جمله؛ حي، قيوم، العلي، العظيم و مانند آن وجود دارد.
وي اظهار داشت: آخرين نكته در خصوص غرر آيات بودن «آية الكرسي» روايتي است كه در آن علي عليه السلام مي فرمود: «رسول خدا(ص) به من خبر داد كه «آيةالكرسي» از گنج هاي زير عرش پروردگار به ايشان عطا شده است كه قبل از پيامبر(ص) به هيچ كسي عطا نشده بود» لذا اين آيه از اختصاصات حضرت رسول(ص) و از گنيجنه هاي زير عرش پروردگار به شمار مي رود.
مديرگروه تفسير بنياد بين المللي علوم وحياني اسراء با تاكيد بر اهميت، عظمت و خواص آيةالكرسي تصريح كرد: هر چه در عالم طبيعت است مسبوق به وجود غير طبيعي آن در مخزن غيبي است و اين نكته مهمي است كه در آيه 21 سوره «حجر» آمده است «وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ عِندَنَا خَزَائِنُهُ»؛ هر چه در عالم وجود دارد گنجينه هاي آن در نزد خداست.
وي خاطرنشان كرد: از اين آيه شريفه فهميده مي شود هر چيزي نه تنها يك خزينه بلكه خزانه هايي دارد و اين مسئله بيانگر آن است كه خزانه هاي الهي متعدد هستند، همچنين آنچه در روايت اخير وجود دارد اين نكته را مي رساند كه «آية الكرسي» يكي از آن گنجينه ها و خزينه هاي الهي است كه بحث توحيدي يعني معرفي خود خدا و توحيد صفاتي را به نحو احسن بيان مي كند.
حجت الاسلام اشرفي در پايان گفت: «آية الكرسي» اثر شفا و شفاعت دارد و مي خواهد ما را با توحيد ناب آشنا كند كه اگر توحيد در زندگي انسان سايه افكند بسياري از مسائل ديگر حل خواهد شد چرا كه بازگشت بسياري از معارف و احكام دين به مسئله توحيد است

مریم 5 ساله از مادرش پرسید: مامان خدا كیه؟ مادر گفت: خداوند یك نیروی خیلی بزرگیه كه دنیا را آفریده. مریم پرسید: نیرو چیه؟ مادر گفت: یعنی خدا قویه، خیلی قوی. مریم پرسید: پس خدا مثل باباست؟ مادر گفت: نه عزیزم! خدا كه آدم نیست. مریم گفت: یعنی مثل اون كه دیروز توی فیلم دیدیم؟ مادر آشفته در حالی كه لب هایش را می گزید با عصبانیت گفت: استغفرالله! نه بچه! این حرف های زشت را نزن. خدا یك نور درخشان و بزرگه. مریم پرسید: یعنی یك لامپ خیلی بزرگ مثل اون هایی كه تو شهر بازیه؟ مادر گفت: نه مثل نور لامپ، یعنی... و بعد مستأصل گفت: بچه چقدر سؤال می كنی برو دنبال بازی ات! مریم با نگاهی حیران و منتظر، و ذهنی پر از سؤال های بی جواب ساكت شد و در دل با خودش می گفت: یعنی خدا كیه؟! پانزده سال بعد وقتی مریم دانشجوی سال سوم دانشگاه بود به خاطر نگارش مقاله ای راجع به مبدأ آفرینش جایزه اول سمیناری را از آن خود كرد و مادر در حالی كه با تمام وجود به مریم افتخار می كرد خدا را سپاس می گفت كه دخترش جوانی عارف و خداشناس شده است. در همین حال خاطرات را مرور می كرد و متحیر بود چگونه در طول این سال ها دخترش این قدر متحول شده است. آیا او همان دختر بچه دیروز با آن سؤالات عجیب است؟
پژوهش های روان شناسان و نظریات شان در زمینه رشد دینی اطلاعات مفیدی را در اختیار ما- والدین و مربیان- قرار می دهد؛ نحوه درك و فهم كودكان و نوجوانان را از مفاهیم مجردی مثل خدا، شیطان، بهشت و... روشن می كند كه براساس آن نگرانی هایمان را در بعد تربیت دینی كاهش داده و می توانیم براساس ظرفیت فرزندمان روش های آموزشی مذهبی را در پیش گیریم. در ذیل به سیر تفكر مذهبی كودكان و نوجوانان می پردازیم.
شایان ذكر است كه این سیر با مسیر شناخت و تفكر در آمیخته است و به روشنی قابل تفكیك نیست بنابراین، این دو را در كنار هم مورد بررسی قرار می دهیم.

براساس نظریه روان شناسی«ژان پیاژه» كودكان در سنین 6-2سالگی از جهت شناخت در دوره پیش عملیاتی قرار دارند. از خصوصیات تفكر در این دوره می توان به خود محور بودن كودكان و تمركزگرایی آنان اشاره كرد. خودمحوری یعنی این كه كودك فقط از دریچه چشم خود و براساس مقدار توانایی های خود به پدیده های جهان نگاه می كند و نمی تواند دیدگاه های دیگران را مورد توجه قرار دهد. تمركزگرایی به این معناست كه كودك فقط می تواند به یك جنبه از پدیده ها توجه كند كه ممكن است آن جنبه مورد توجه، بعد مهمی از پدیده ها نباشد و بعد با این شناخت آن را به بقیه موارد تعمیم دهد. پس كودك در این سنین به بخش محدودی از یك مسئله توجه می كند. كودكی كه در این مرحله از تفكر قرار دارد در مورد مجردات هم اینچنین می اندیشد مثلاً در رابطه با مفهوم خدا، كودك وی را موجودی مادی و حتی به صورت یك انسان تصور می كند. بنابراین برای خدا دست و پا و سر و صورت قائل است. همچنین برایش خانه ای تصور می كند كه همان بهشت است و از آنجا به كارهای ما نگاه می كند و مواظب ماست، یا از بهشت به زمین می آید تا كارهای ما را درست كند. یا بهشت را باغ یا پارك بزرگی می داند كه انواع وسایل بازی و خوراكی دارد و می توان در آنجا بازی كرد و خوشحال شد و یا در مورد جهنم، آن را جایی می داند كه آتش زیادی در آن وجود دارد و یا در مورد شیطان او را یك آدم زشت تصور می كند كه روی سرش شاخ دارد. البته باید متذكر شد كودك این موضوعات را براساس گفته ها و شنیده ها تصور می كند.
روان شناس دیگری به نام گلدمن این دوره را تفكر مذهبی شهودی می نامد- دوره ای كه شناخت و تفكر در قالب تجارب و محسوسات حبس شده و محدودیت دارد. اما زمانی كه كودك وارد سن مدرسه می شود و یا به قول پیاژه وارد دوره عملیات عینی می شود كه حدود سن 11- 7 سالگی است، به تدریج توان غلبه بر محدودیت های فكری دوره قبل را پیدا می كند. مثلاً می تواند از چند بعد به پدیده ها بنگرد و همچنین از حالت خودمحوری اش كاسته می شود.
وی سعی می كند از طریق توجیهات فیزیكی، پدیده ها را توضیح دهد. بنابراین كودكان دبستانی تلاش می كنند خدا را به عنوان یك انسان فرض كنند، یك انسان خارق العاده و اعجاب برانگیز. توجیهات آنها گاهی مادی و خام، و گاهی فوق مادی می شود. مثلاً گاهی خدا را مرئی و قابل رؤیت و به شكل آتش و نور و گاهی نامرئی می پندارند و این مسئله بیانگر آن است كه كودك بین مرحله تفكر شهودی و عینی دست و پا می زند. به اعتقاد گلدمن این تفكر تا سن ? سالگی ادامه دارد اما از سن 13-9 سالگی دیدگاه كودك در مورد خدا از حالت یك انسان فوق العاده به یك موجود فوق طبیعی تغییر می یابد. گلدمن این مرحله را به طور كلی تفكر مذهبی - عینی می خواند.
دوره سوم كه پیاژه آن را مرحله عملیات صوری می نامد مقارن با بلوغ و دوره راهنمایی تحصیلی است. كودك در این مرحله از تفكر عینی به سمت تفكر انتزاعی حركت می كند، البته این حركت تدریجی است. نوجوان، در توجیه مسائل، از خیال پردازی های كودكانه فاصله می گیرد و به طرف استقراء و قیاس های منطقی پیش می رود. در مورد علت پدیده ها فرضیاتی را در ذهن می سازد و آنها را آزمایش می كند. این فرضیات در ابتدا با عناصر مادی محدود می شود اما به تدریج این عناصر كنار گذاشته شده می شود و تفكر شكل نمادین و سمبلیك و انتزاعی می گیرد، پس فرضیاتی خارج از حوزه تجارب خود وضع می کند و با استفاده از دلایل، آن را رد می کند یا می پذیرد. گلدمن این دوره را تفكر مذهبی انتزاعی می خواند و سن آن را از 14 -13 سالگی به بعد می داند.(شایان ذكر است كه سنین یاد شده در سیر تفكر مذهبی كودك تقریبی است و تأكید می شود كه نباید به عنوان سنین قطعی در نظر گرفته شود.) در نتیجه نوجوان خدا را به صورتی سمبلیك و جزء مجردات می داند و این كه خدا طبیعتی غیرمادی و روحانی دارد. گاهی از اوقات در بین نوجوانان هنوز حالت انسان پنداری خداوند دیده می شود كه شاید بتوان آن را ناشی از پایین بودن درجه هوشی یا بی علاقگی نسبت به مسائل دینی دانست.
از مطالب مشروح فوق درمی یابیم كه تحول مفهوم خدا همگام با رشد شناختی كودك است و هر دوره دارای ویژگی های انحصاری است. بنابراین لازم است در هر دوره بنا به تناسب خصوصیات ذهنی و شناختی به فرزندانمان آموزش های دینی را ارائه نماییم و اجازه دهیم كودكان دین كودكانه خود را داشته باشند و از طرح و تدریس عقاید پیچیده و مشكل برای آنها خودداری كنیم، چرا كه نمی توانند آن را درك كنند و چه بسا موجب بدفهمی و گریز آنها از دین شود. همچنین به لحاظ عاطفی بهتر است در این سنین خداوند را با صفات رحمت و رحمانیت معرفی كنیم و نه با صفات قهریت. از تأكید زیاد و افراطی روی اجرای دقیق و صحیح برخی احكام دین و عقوبت اجرا نشدن كاملاً صحیح آنها خودداری نماییم؛ چرا كه نگارنده این سطور به عنوان مشاور موارد متعددی از مراجعین به مركز مشاوره را ملاحظه نموده كه این تأكیدات افراطی باعث ایجاد وسواس های فكری و عملی در آنها و باقی ماندن این مشكل تا سنین نوجوانی و بزرگسالی شده است. بهتر است طرح بسیاری از مسائل اعتقادی تا دوره تفكر صوری به تأخیر افتد. انتظار می رود در این مرحله نوجوان به دلیل افزایش توانمندی های ذهنی و شناختی، مسائل اعتقادی را از روی تفكر و تدبر و تأمل بپذیرد و تا پایان عمر از آنها حفاظت نماید.



















